معين الدين محمد زمچى اسفزارى

321

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

اشارت رانده است كه خليفه ازين ماحضر تناول فرمايد ، خليفه گفت او را چگونه توان خورد ؟ ايلخان به زبان ترجمان گفت كه چون او را نميتوان خورد چرا بلشكر قسمت نكردى تا پريشان نشدى و درين روز حصار جان تو ، پناه چندين هزار مسلمانان گشتى و سبب استيلاى ما نشدى ؟ خليفه را در ازاء اين سوال حكمت‌آميز قدرت جواب چون كام كريمان ناياب بود ، آه سرد بركشيد و دم گرم فروبرد ] « 1 » . اقاويل مختلفه و روايات مؤتلفه درين مقام بسيار است ، حاصل بعد از شرايط « 2 » مفاوضت و مشاوره با اركان دولت بقتل خليفه فرمان داد ، بعضى گفتند خون خليفه روى زمين بر خاك چون توان ريخت ، او را در بساطى پيچيدند بطريقى كه نمد ميمالند مالش ميدادند تا اعضاى او چون پشم نرم شد « 3 » [ و اساس خلافت پانصد سالهء آل عباس انهدام و اندراس يافت ] ، بيت : ستم تنها نه بر چون آنكسى رفت * درين پرده ازين مالش بسى رفت غرض از اين همه اطناب مآل حال ابن علقمى است كه چون شعلهء مشاغل دولت عباسيان بصرصر قهر و عواصف « 4 » بىنيازى فرونشست ، و شبستان خلافت تاريك گشت ، چشم ميداشت كه در مقابل سعايت باطلهء او از حضرت ايلخانى امداد عنايت و تربيت شامل حال او گشته نظم مصالح امور و ضبط « 5 » و نسق حكومت بغداد چون بىنايبى ميسر نخواهد بود بجانب او مفوض گردد « 6 » [ تا بيشتر از بيشتر آثار حق گزارى

--> ( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج است . ( 2 ) - مج : شرايط مفاوضت و مشاوره . مك : شرايط مشاوره . ( 3 ) - عبارت : [ و اساس خلافت پانصد سالهء آل عباس انهدام و اندراس يافت ] از زيادات مج است . ( 4 ) - در نسختان مج . مك : « عواطف » قياسا اصلاح شد . ( 5 ) - مج : و ضبط و نسق . مك . مد : و ضبط نسق . ( 6 ) - عبارت : [ تا بيشتر از پيشتر آثار حق گزارى و شواهد خدمتكارى بظهور آرد ] از زيادات مج است .